ღتا هـمیشـه در کلبــه ی دلـــم تکــیღ
...:: شـعر ... دلـنوشته ... کارت پـسـتـال ::...
به نام عزيزترين آسمون شبُ نگاه كن .. برق ستاره هاش چشم نوازه و مهتابش دل نواز .. ستاره ها به آسمون تكيه دادن و سرشونُ رو شونه ي ماه گذاشتن .. يه ستاره اون گوشه ي آسمون يه جاي دنج نشسته و با خودش خلوت كرده .. خيلي آروم و بدون چشمك .. فكر كنم دلخوره .. شايد قبلا" به بقيه نزديكتر بوده .. ولي حالا سرنوشت اونُ از ستاره هاي ديگه دور كرده و الان دلتنگه قديماست .. با اين دلتنگي هر شب توو مجلس شب نشيني آسمون شركت ميكنه .. سعي ميكنه دلشُ راضي كنه به رضاي تقدير .. كار سرنوشت دور كردن و نزديك كردنه .. پيوند دادن و جدا كردن .. دله ستاره به همين خوشه كه حداقل از دور هم ميتونه عزيزانشُ ببينه .. و هنـوزم دست آفتاب نوازشگرشه .. هنوزم ماه براش لالايي ميخونه .. هنوزم خونش آسمونه .. هنوزم نزديكتر به خداست .. شايد اول دلش لرزيده و چشاش باروني شده اما خوشحاله كه مثه شهاب از آسمون رونده نشده و مجبور نيست خاطراتشُ با بغض از روي زمين به ياد بياره و حسرت يه لحظه توو آسمون بودن رو بخوره ..
ت1: اين دلنوشتم يه جور دلـداري به خودمه ... دوسـت دارم اولين حســي كــه با خونـدنش بهتون دست ميده رو بدونم !؟ ت2: امتحاناتت خيلي سخته .. قبولي با تبصره !! سختر بشه مردودم .. !؟ ت3: جمله هاي پنهون هم فراموش نشه ..
هر وقت اومدي به يادم
به اميد روزگاري بي تو خلوته شبانه با دلم غريبه ميشه با يه عشق تير خورده با يه بذر پوست كنده با جوونه ي جووني با تو كه نبودي همراز با خيالت همنشينم

![]()

به خيالت دست دادم
كه بياري آفتابي
يا يه حس عاشقانه
از خيالم چيده ميشه
با دلي كه جون سپرده
با دلي كه عقده كرده
با دلي رو به جنوني
با دلي بي ساز و آواز
يا تو، يا بي تو بميرم
| Design By : Night Skin |




