ღتا هـمیشـه در کلبــه ی دلـــم تکــیღ
...:: شـعر ... دلـنوشته ... کارت پـسـتـال ::...
به نام خدای زیبایی ها توو ماشين كه نشسته بـودم توو حـال و هواي خـودم بودم داشتم بـه دوست داشته هام فكر ميكردم يـه هو با ديدن خط سفيـد جـاده ياد چيزايـي افتـادم .. خطي كه گاهي پيوسته .. گاهي نقطه چين .. گاهي زرد و گاهي سفيده ... زندگـي هم ميتونه شبيه همين خط ها باشه جاهايي كه پيـوسته هست ماشين زندگي يه سرعت ثابتي داره .. بدون هيچ فراز و نشيبي .. ولي جاهاي نقطه چينش سرعت ميتونه تغيير كنه حالا به راننده بستگـي داره كه تا چه حد عشق اراده و دقت داشته باشه تا بتونه از بقيه سبقت بگیره فاصله ها رو به حداقل برسونه و به مقصد دل برسه .. توو زندگي هـم فرصت هايي هست تا آدم فکـــر هــدف و ارادشـو تغيير بده .. بتونه دلشو به دلاي ديگه نزديك كنه و عشق هاي بزرگو توو دل كوچيكش جا بده فقط بايد عشقو درك كرد ت۱: مدتيه جمله هايي به ذهنم مياد .. چرا نميدونم .. تو ميدوني نه !؟ پس منو به منظور جمله هام برسون .... به تـو سـلام ميكـنـم سـلام بـي جـواب را به تو پنـاه ميدهـم يـه قلب پاك ميدهــم در اين سراي بي كسي تو گفته بودي عاشقي به تـو ستاره ميدهم يه آشيـانه ميدهــم به تـو وفـا ميدهـم يه ماه ناب ميدهـم ![]()
بـه تـو نگــاه ميكــنــم نگـاه بـي كــلام را![]()
چه طــور بهـانه ميكني بهـانــه ي بهــار را؟
بـه تـو بهـــار ميـدهـــم بهـــار جــاودانه را![]()
محبت و اميـد وعشـق يه قلـب پايـدار را![]()
طلوع بــي غروب مهــر نـداي عاشقانه را
| Design By : Night Skin |



